به مناسبتی رفته بودیم به این
رستوران شیک ایرونی . سرو و پذیرائی خیلی عالی بود و ما که چهار زوج بودیم ، خیلی
بهمون خوش گذشت و شب خوبی رو در کنار هم گذروندیم . تا دیر وقت اونجا بودیم و کلیه
مشتریان غریبه اونجارو ترک کرده بودند و ما که برنامه ای بعد از اون نداشتیم، با
خیال راحت نشسته بودیم ، تا اینکه صاحب رستوران هم به ما پیوست . شایدم روش نمی شد
که به ما بگه "مگه شما خونه زندگی ندارین ؟چرا پا نمی شین که ماهم به تمیز
کاریمون برسیم ؟" بهر حال صاحب مجلس هم اصرار داشت بیشتر بشینیم و ما هم
ادب رو در اطاعت دیدیم . در این وقت که همه گرم صحبت بودن، من با جابجائی صندلی ام
متوجه شدم که قسمتی از کف پوشی که صندلی من روی اون قرار داشت بطور دلخراشی، خراش
برداشته و از زیر این خطوط عریض و کج و معموج، سفیدی چوب کف پوش نمایان شده، درست
مثل اینکه یه نفر با میخ و یا یک پیچ گوشتی تیز، عمدا بجون کف پوش بی گناه افتاده
و اونو لت و پار کرده .حرف صاحب رستورانو قطع کردم و پرسیدم : اینجا چی شده ؟ آیا
مشتری فوتبالیست داشتین که با کفش میخی حسابی حال این کفپوشو جا آورده، اونم این
کفپوش گرون قیمت؟ گفت: نه بابا.... یک فوتبالیست اینقدر مردونگی داره که زیر
پاشو نیگا کنه . هفته گذشته ما اینجا رزروی داشتیم که حدود پانزده نفری
بودن ..همین جائی که شما نشستین، یه جوون برنا و رشید نشسته بود و گویا کفش
میخی پاش بوده ...حرفشو قطع کردم که: شاید اشتباه می کنی، ممکنه که پاشنه میخی
یک خانوم این بلارو به سر این کفپوش آورده که ادامه داد: نخیر، یکی از
گارسونا بلافاصله پس از رفتن اونا به من
خبرداد و مطمئن بود که این جوون اونجا نشسته بود.حالا فردا که رستوران بسته است
،قراره یه نفر بیاد واین قسمت رو از کنار دیوار تا اینجا عوض کنه، خلاصه باید کلی
پول برای جبران این خسارت بپردازم .عرض کردم: اگه دوست داری این درد دل تورو
توی رادیو بگم که گفت: کو گوش شنوا؟من اینقدر از این درد دلا دارم که یکسال
برنامه رادیوئی شمارو پر میکنه . سپس ادامه داد: میان میشینن و کلی پشت سر
ما بدگوئی می کنن که:"....غذا دیر سرو شد ...قیمت غذاها خیلی زیاده ....این
رستورانای ایرونی مردمو می چاپن ."یا اینکه "یک سانتیمتر از کباب من سفت
بود...ماست و خیارش آبکی بود."
آخه ما هم درد دلائی داریم ..راه
دوری نریم.... همین موضوع عوض کردن کل کفپوش مغازه بر میگرده به دوسه ماه قبل که یک پارتی
ایرونی در اینجا داشتیم با شرکت سی و یا سی وپنج نفر . این گروه که خیلی هم پرسر و
صدا بودند و صدای جیغشون
گوش فلک رو که بمونه، گوش ملائک آسمونو هم کرمی کرد، شش هفت تا بچه قد و نیمقد بسیار
فعال داشتند و اونارو ول کرده بودن به امون خدا... این آتش پاره ها رستورانو گذاشته بودن روی سرشون
...در یه لحظه ،اونم در هنگامی که دیگه کم کم داشن می رفتن یکی از گارسونا متوجه
میشه که این وروجکا ، تمام شیشه های روغن زیتونو که برای استفاده احتمالی مشتریان در اون گوشه گذاشته بودیم، روی
کف پوش چیه کرده و بقول خودشون داشتن روغن زیتون بازی می کردن . گارسون از مادرا شون
میخواد که مواظب بچه هاشون باشن ولی دیگه
کار از کار گذشته و ده شیشه روغن زیتون بی زبون روی قسمت بزرگی از کف پوش ولو شده و قسمت بزرگی از
کفپوش چرب و چیلی شده بود. دیگه هیچ کاری نمی شد کرد و مجبور شدم تمام کف پوش
رستورانو با قیمت خیلی زیادی عوض کنم و بهمین دلیل این دفعه رنگ قهوه ای تیره رو
انتخاب کردم که اینطوری شد. این واقعا حکایتی است درد ناک از عدم توجه ایرونی
جماعت به مقررات رستوران . یک مشتری خارجی بچه های قد و نیم قدشو، اونم آخر شب ،
از خونه در نمیاره بیرون که ببره رستوران . ما هنوز نمی دونیم که چطوری باید بچه هامونو تربیت کنیم که فرق رستورانو با شهر
بازی تشخیص بدن. بخدا گاهی اینقدر ازین مسائل ناراحت میشم که تصمیم می گیرم که اسم خودمو عوض کنم به" آنتونیو" و
اسم رستورانم رو هم بذارم" ایتالیانو" که این مصائب رستوران داری ایرونی
رو نداشته باشم .
سر درد دل این دوست عزیز باز شده
بود که با سکوت ما بازم ادامه داد ....میگن قیمت هر گونه درینکی در اینجا گرونه
. البته با رستورانای انگلیسی که مقایسه نمی کن، بلکه با پاب ها و سوپر مارکت ها
مقایسه می کنن. میرن قبل از اومدن به رستوران ما، با عجله خودشونو می سازن و بعد
مستی هاشونو میارن به داخل رستوران من
بدبخت .همین دوسه شب قبل خانمی که سرش حسابی گرم بود با تقاق شوهرش و یکی دو زوج
دیگه اومدن اینجا ...درد سرای بد مستی این خانوم محترم افتاد به گردن مای بدبخت و ما تا یکی دوساعت
مشغول تمیز کاری دستشویی ها بودیم .
سخن به دراز کشید و بهش قول دادم که
درد دلاشه توی این شماره صفحه نکته ها بنویسم که ادامه داد: ...ما از ایرونیا انتظار داریم
مارو تقویت کنن ....به ما دلگرمی بدن ...اینقدر پشت سر ما غیبت نکنن... خدارو خوش
نمیاد.. یه کمی هم به درد دلای ما گوش بدن . ما اگه هوای همدیگه رو نداشته باشیم ، پس چه کسی باید از ما حمایت بکنه ؟. آیا این
خارجی ها ؟ خودتون قضاوت کنین .