می گن احترام مسجد به دست والی
مسجده یعنی اینکه اول از همه باید والی
مسجد احترام این مکان مقدسه داشته باشه تا دیگرون هم یاد بگیرن .ضرب المثل بدی
نیست .اگر خواسته باشیم این ضرب المثلو در مورد کشورمون و ملیتمون بکار بیریم، باید نخست خودمون به کشور
و ملیتمون احترام بذاریم ،بعدش از ملیت های دیگه این انتظارو داشته باشیم که به ما و به کشورمون احترام قائل بشن.
اکثرما ایرونیا رو ، اگه قیافه مون شهادت نده و
یا انگلیسی حرف زدنمون که اکثرا لهجه فارسی داره نشون نده ،کسی نمی تونه ملیتمونو
تشخیص بده. البته در نگاه اول، می فهمن ما خارجی هستیم ،اما ایرونی بودن مارو تا
حد زیادی نمی تونن تشخیص بدن.
.بسیاری از ایرونیا دوست ندارن بگن
ما ایرونی هستیم .البته اونا دلایل مخصوص خودشونو دارن .ما با اونش کاری نداریم
.اما برای من همیشه این سوال مطرحه که چرا ما باید اصلیت خودمونو پنهون کنیم .برخی
دلیل اینو فقط بخاطر این می دونن که چون عده ای تبکار و اراذل و اوباش از کشور های مختلف اسلامی به نام دین اسلام ،خرابکاری هایی می کنن ودست
به کشتار دسته جمعی مردم بی گناه میزنن ،ما
نمی گیم که ما ایرونی هستیم .چون به محض
اینکه بگیم،اول مسلمون بودن خودمونو ثابت کردیم وبعدشم بلافاصله مارک تروریستی به
ما می بندند.این تبلیغات سیاسی باعضث شده که ما فکر می کنیم تا بگیم ایرونی هستیم
،چشای
مردم کرد میشه که: بله شما هم جزو اون تروریست
های خدا نشناس هستین که به نام دین اسلام دشمن دنیا شناخته شدن و باید شما رو از
دار و دسته آدم کشان به حساب آورد.
نخیر، اصل قضیه این نیست این حرفها
یه بهونه است .ما ملت ایران ازروز ازل غرب
گرا بودیم و بقول مرحوم جلال آل احمد غربزدگی هم یه نوع بلای زمینی است گه
گریبان گیر ملت ایران شده و کار یشم نمیشه کرد .بعضی از انگلیسی ها با دیدن ما ،بیشتر حدس می زنن که ما فرانسوی
هستیم و یا ایتالیایی، ما هم خیلی خوشمون میاد و از ته دل دعاشون می کنیم که به ما
افتخار دادن و درجه رفیع فرانسویت و یا
ایتالیائی بودنو نصیب ما کردن .یه روزی هم اگه خدای نکرده قیافه مون به پاکستانیا
و یا افغونیا بخوره و اونا این حدسو در مورد ما بزنن، چقدر بدمون میاد و می خوایم
کله طرفو بکنیم که چرا به ما توهین کرد.
بله عزیزان من بندرت دیدم که یک ایرونی
با شهامت بگه: من ایرونیم و افتخار می کنم به ایرونی بودن خودم .تازه اگه
خیلی محبت بکنه،می گه : من در دورگه ایرونی و انگلیسی هستم .اما جون مادرم
ایرونی بوده در ایران بزرگ شدم و بعدا اومدم اینجا.
بهر حال من اینو یک معضل اجتماعی
بین ایرونیای اینجا می دونم و در تمام مدت
طولانی اقامتم در این دیار،همیشه شاهد این پاسخ های دروغ و غیر واقعی بیشتر
ایرونیا بوده ام که ملیت خودشونو یا قایم کردن و یا عوضی گفتن
در این زمینه خاطره کوتاهی رو از یک
زوج ایرونی داشتیم که اخیرا از سفر کروز برگشته اند .
شاید به جرات
بتونم بگم که در این تور کروز دو هزار نفره ، تک و توکی غیر انگلیسی وجود داشت
.این تور دریایی چون از انگلیس راه افتاده بود و متعلق به شرکت بزرگ انگلیسی بود
،مسافراش یک دست انگلیسی بودن .خارجیان موجود،که تعدادشون زیاد هم نبود، اکثرا یا
دو رگه انگلیسی بودن و یا تعداد کمی هندی که انگلیسی ها اونارو جزو خودشون می دونن. اینه که من وشوهرم
در بین این چمعیت عظیم ، خارجی بودنمون کاملا مشخص بود. خوشبختانه می دونیم که
خوشبختانه انگلبسی جماعت خیلی نژاد پرست نیستن و ما از این بابت خیلی نگرون نبودیم .
کم کم همه به
محیط و همدیگه داشتیم عادت می کردیم ،آخه قرار بود که دوهفته با هم باشیم .
در برخورد ها
و یا نشستن های سر میز و یا لب استخر، کم کم باب سخن گشوده می شد و از همه چیز سخن
به میون می اومد. اولین برخوردمون با زوج
میانسالی بود که سر میز چهار نفره غذا در کنارمون
نشستند ،البته ابتدا از ما اجازه خواستن و ما هم با کمال میل پذیرفتیم .بعد
از سخنان اولیه در مورد هوا و غیره ،خانومه که اسمش حنا بود و اتفاقا حنایی رنگ هم از آب در
اومده بود، پرسید: می تونم پرسم شما از کدوم مملکت هستین؟ نا گفته نمونه که ابتدا راجع به شهر اقامتمون در اینگلیس صحبت به میون اومده
بود و معلوم شد که اونا از استان یورکشای هستن.
من برای اینکه سخن رو طولانی کنم و حرفی برای گفتن
با این غریبه هارو داشته باشیم گفتم : شما می تونین حدس بزنین ؟
اونا از کشور
ایتالیا شروع کردند وهمینطور یونان ،فرانسه واسپانیا را گفتن .ولی دیگه نتونستن
.شوهرم گفت: من یه راهنمایی می کنم، برین به طرف خاور میانه وشرق و باز اونا چندین کشور اروپای مرکزی و خاور
میانه، از چمله ترکیه و قبرس رو نام بردن و با پاسخ منفی ما روبرو شدن.چون دیگه
ذهنشون کار نمی کرد اعلام کردن که: ما نمی تونم ،اگه براتون امکان داره خودتون
بگین . ما هم اعلام کردیم که ایرونی هستیم .البته ما در این مورد مشکلی
نداشتیم و با افتخار ایرونی بودن خودمونو اعلام کردیم . نا گفته نمونه که این
گفتگو حالت یه مسابقه رو داشت و خیلی هم سرگرم کننده بود.ما در این کار اشکالی نمی دیدم و اونا هم خیلی خوششون اومد و دیگه حرفی از دین و سیاست به
میون نیومد. بعلاوه، وقتی به مدت زمان اقامت طولانی ما در این مملکت پی بردند مارو جزوخودشون دونستند
،نمی دونم شایدم تظاهر کردند. ما اون روز چند ساعتی با اونا بودیم ووقتی هم در
لبنان پیاده شدیم اونا ترجیح دادن با ما باشن.
این برنامه
پرسش در مورد ملیت ما چند ین بار با زوچ های دیگری پیش اومد و ما یه کمی لوس شدیم
که مردمو وادار کنیم که معمای ملیت مارو حل کنن.نا گفته نمونه که این مورد موقعی
که از ما در مورد ملیتمون سوال می شد ،پیش می اومد.
از جمله یه
روز غروب که داشتیم چای و قهوه عصرانه نوش جون می کردیم ، زوج جوونی کنار ما نشستن
و از هر دری سخن به میون اومد تا اینجا که اونا هم کنجکاو شدن که در مورد اصلیت ما
سوال کنن.
باز من معمای خودمو مطرح کردم .اونا شاید پونزده
شونزده کشوررو نام بردن و با جوابهای منفی ما رویرو شدن .شوهرم به شوخی گفت ":فکر
می کنم کشور های روی کره زمین تموم شد ،برین سراغ کشور های کرات دیگه" که
کلی خندیدیم .
آقاهه حسابی مشتاق شده بود که بدونه ما کجایی هستیم و دوست داشت خودش این معمارو کشف کنه .
در این لحظه از
من خواست که یه راهنمائی بکنم ومن گفتم: "اگه پایتخت کشورمو نو بگم خوبه؟"
گفت: "عالیه، من صد در صد میتونم بگم" و گفتم:" تهران"
. این اسم به نظرش آشنا بود ولی بازم نتونست بگه. . بالاخره شوهرم گفت :"از
داریوش چیزی می دونی ؟آیا تا
بحال اسم داریوش به گوشتون خورده؟"
که بلافاصله گفت: پرشیا . و اضافه کرد که: شماها در کشور داریوش و کورش
زندگی می کنین ؟ .و شروع کرد راجع به امپراتوری ایران گفتن. مشخص بود که او در
باره سوابق تاریخی ایران مطالعاتی داشت .اما در باره حکومت فعلی و مسئله حمله اعراب، بر اساس
مطالعاتش و شواهد تاریخی، اظهار تاسف می
کرد که چرا با گذشت زمان سوابق تاریحی مارو دارن از بین می برن. این مورد نیاز به
بحث بیشتری داشت و از حوصله ما خارج بود. اما ما اونروز با سخنان این زوج جوون که
بدون هیچ گونه تعصبی صحبت از سوابق درخشان تاریخی ما می کردند، وافعا احساس غرور
کردیم و بخود بالیدیم، اما تاسف خوردیم به
حال ایرونیایی که ترجیح میدن خودشونو متعلق به هر کشور بی بنیادی بدونن، بغیر از
کشور عزیزمون ایران .
*