Friday, 12 July 2013

نکته ها 21


 

درست یادمه که چندین سال قبل در برنامه های رادیوئی خودم ،یک اقدامی کردم که این برنامه برای چندین هفته متوالی از رادیو صدای آشنا پخش شد و کلی هم مورد استقبال قرار گرفت. جریان ازین قرار بود که یک کاغذ و قلم گرفتم به دستم و از حدود بیست نفر ایرونی متفاوت و قد و نیمقد یک سوالی پرسیدم و جواب هارو جلوی اسم هر نفر نوشتم .سوال این بود:به چه علتی اومدین اینجا و به چه علتی زندگی کردنو در اینجا ترجیح میدین به زندگی کردن در ایران خودمون ؟

نا گفته نمونه که اون زمونا بنده هنوز ضبط صوت دیجیتال نداشتم و رادیو هنوز بودجه ای برای اینکار نداشت ،اینه که ما سنتی و قدیمی عمل می کردیم.

بله عزیزان،داشتم می گفتم که من یک چنین سوال فضولانه ای رو از این و اون پرسیدم و مطمئن بودم که در وحله اول همه تو دلشون می گن :مگه فضولی؟واقعا هم شما فکرشو بکننین،آیا ازین سوال هم فضولانه تر پیدا می شه؟ البته من خودم می دونستم که این سوال واقعا یه سئوال چندان مناسبی نمیتونه باشه .اما بعدا ،برای اینکه خدای نکرده کتک نخورم فورا می گفتم : تورو خدا بدتون نیاد ،ببخشین که فضولی می کنم ،میدونین که من مجری برنامه های رادیویی هستم و این سوال و جواب یک جنبه آماری داره.اولا شما مجبور نیستین جواب بدین.در ثانی من می خوام نتیجه کلی این بررسی روبصورت یک برنامه مستقل رادیویی درست کنم و بخورد شنونده ها بدم .

خلاصه، من با حدود بیست نفر مصاحبه کردم و جواب هائی رو از این قبیل گرفتم :"به خاطر تحصیل،بخاطر تحصیل بچه ها،به خاطر شرایط جنگ،به خاطر بودن با بجه ها که قبلا اونارو فرستاده بودیم،به خاطر شرایط اقتصادی ایران، به خاطر جو حاکم برایران،به خاطر مسائل سیاسی .....و ده ها دلیل دیگه.

اما تعدادی از جواب ها در یک پرونده  مخصوص قرار می گرفت که جزو ردیف های بالا نبودند و اون پرونده  رو در این صفحه نکته ها براتون باز می کنم. عده ای گفته بودن که: به خاطر برخی از ویژگی های اخلاقی ایرونی ها ،که فضولی یکی از اوناست.

 ببینین،مسئله فضولی و دخالت بی جای ایرونی جماعت در زندگی های خصوصی دیگرون، باعث می شه که عده ای ایرونی با مهاجرت، خودشونو از دست هموطنای فضولشون نجات بدن و جلای وطن بکنن. اینا همونائی هستن که به محض ورود به سر رمین آنگلو ساکسن ها ،سرزمین آریائی و هموطنای ایرونی شونو به دست فراموشی می سپارن و می شن یه پارچه انگلیسی .میگن اومدیم آزاد زندگی کنیم و شاهد دخالت های بیجای مردم فضول و کنجاوو خاله خانمباجی ها ی محله نباشیم  ....و خیلی حرفای دیگه .در این زمینه می ریم به سراغ درد دل خانمی از دوستان و طرفداران  نکته ها وگفته های ایشونو براتون باز گو می کنیم.  

**

بطور اتفاقی باهاش برخورد کردم و حس کردم یه خورده عصبانی و ناراحته . با توجه به اینکه همیشه چهره ای خندان و شاد داره،امروز این شادابی رو تو چهرش ندیدم .پرسیدم:"از کجا میای؟" گفت "راستش رفته بودم جیم ".گفتم :"معلومه، چون حسابی خسته به نظر می رسی" .گفت:"اتفاقا جیم تنها جائیه که آدمو هیچوقت خسته نمی کنه ،یعنی ممکنه که از نظر جسمی خسته به نظر بیاد، اما از نظر روحی آدمو شارژ می کنه."  

گفتم:" بالاخره می گی علت ناراحتیت چیه ؟شایدم من دارم فضولی می کنم"که گفت:"موضوع مهمی نیست فقط آدم بعضی وقتا از دست هموطناش حسابی ناراحت و دلگیر میشه.در صورتیکه ما هیچوقت این مشکلاتو با این اینگلیسی های  به اصطلاح غریبه نداریم."گفتم:من هنوز منتظرم که اصل مطلبو بگی شاید من بتونم جوابی  بهت بدم تا بالاخره سگرمه هاتو باز کنی." گفت:" میدونی که من همیشه می رم جیم و یکی دوساعت در اونجا،نه تنها از نظر فکری ریلکس می شم ،بلکه از نظر جسمی هم حتما برام مفیده که حرفشو قطع کردم که: و لابد داری  به منم توصیه می کنی که منم برم جیم و ازین موهبت عظیم استفاده کنم که در جواب بلافاصله گفت:" نه بابا منظورم این نیست، حالا تو هم دربین معامله نرخ تعیین نکن تا من حرفمو بزنم ."خوشحال شدم که منو از اینهمه پرسش و پاسخ نجات  داره نجات میده که ادامه داد:"این داستان هم جون میده برای برنامه نکته های شما." باخوشحالی فراوون گفتم:پس منتظرم،برو سر اصل مطلب و ایشون ادامه دادن که:

دقایق پایانی ورزشم بود که چشمم افتاد به آقای میانسالی که از روبرو داره به طرف من میاد. از قیافه ظاهریش اینطوری تشخیص دادم که ممکنه ایرونی باشه. وقتی درست به مقابل من  رسید، بدون هیچگونه مقدمه ای گفت:"سلام، شما ایرونی هستین؟" چاره ای بغیر از دادن پاسخ مثبت نداشتم . آخه ما ایرونیا همدیگه  رواز روی قیافه خیلی زود می شناسیم، حتی اگه همدیگه رو ندیده باشیم . در جواب گفت:" چند وقته که به این جیم میاین ؟"عرض کردم:" یه چند ماهی میشه چطو مگه؟" که ایشون ادعا کردند که:" چطور من شمارو تا بحال ندیدم ؟"

 نمی دونم من باید در جواب چی می گفتم که با دستپاچگی به مصاحبه کننده گفتم :"چه میدونم، لابد شما روزای دیگه میاین."که گفت:" بگذریم ،لابد تازه اومدین انگلیس ،نه؟ " گفتم:" سه چهار سالی میشه."و آماده شدم  از شر ایشون و فضولی هاشون که مختص بسیاری از ایرونیاست، خودمو خلاص کنم که خیلی سریع گفت :"جواب  گرفتین؟" من مطمئن شدم که طرف بغیر از مزاحمت ،اونم مزاحمت مودبانه نظر دیگه ای نداره که برای رفع غائله خودمو به اون راه زدم که :"منظورتون از جواب چیه ؟آخه هر کس یه مورد خاصی برای اقامت در اینجا رو داره." من واقعا از تعجب دهنم وا مونده بود که  یه آقای ایرونی ،اونم در این سن وسال،چطور به خودش جرات میده که یک هموطن غریبه رو که نمی شناسه این طوری سین جیم کنه .باز هم کنترل خودمو از دست ندادم و خیلی مودبانه گفتم که :"وضعیت اقامتی هر کسی در اینجا  فرق میکنه." خواستم خداحافظی کنم که با پررویی ادامه داد که:" پس شما در اینجا رسما کار می کنین؟ آخه من فکر کردم که ممکنه شمااز کمک های دولتی استفاده می کنین." عرض کردم:" به چه دلیلی شما چنین حدسی می زنین؟" که گفت :"آخه اونائی که تازه میان به این مملکت بیشتر از این قانون استفاده می کنن ،منظورم پناهندگی و اینجور حرفاست." گفتم:" نخیرآقا." که بلافاصله افزود :"پس در آمدتون از چه راهیه ؟"این بار با تغیر گفتم که:" من با همسرم زندگی می کنم و مشکلی ندارم ." که به سماجت خود ادامه داد." پس که اینطور... ایشون که.." این بار باعصبانیت گفتم :"اگه کاری ندارین و تموم سوالاتونو پرسیدین، اجازه بدن که بنده  مرخص بشم و در حال بهت و عصبانیت جیم رو ترک کردم .
واقعا برای من تعجب آور بود که چطور میشه یک هموطن در این دیار اینقدر با پررویی تمام ، بخودش اجازه بده که در برخورد با یه خانوم ایرونی چنین رفتاری داشته باشه . شاید اگه اسم اینو بذاریم فضولی، باید گفت این یه نوع سوپر فضولیه و بس.آیا این برخوردها با یک هموطن باعث نمی شه که ایرونیا از هموطنای خودشون فاصله بگیرن و ایرونی بودن خودشونو انکار کنن؟

No comments:

Post a Comment