Wednesday, 16 July 2014


این بار در این صفحه شما رو دعوت می کنیم که به چند نکتۀ کوچکتر توجه بفرمائید. این کار را به خاطر گریز از یکنواختی نکته ها انجام دادیم که گاه تطویل کلام و نوشته ، خود نکته ای در بر دارد.
*
... دوستم می گفت:" بارون شدیدی می بارید و دیدم در می زنن، درو باز کردم دیدم مستاجر یکی از آپارتمانام اومده کرایه شو بده. پسر خوبیه وچون حساب بانکی نداره ،همه ماهه میاد وکرایه شو بصورت نقدی پرداخت میکنه. بفرما زدم و گفت:" من همین دمِ در وای میستم تا تو پولو بشمری" و وارد شد و همون جلو،روی قالیچه پادری وایستاد. منم تا پونصد پوند اسکناس  ده پوندی رو بشمرم،یه کمی طول کشید و خلاصه پولو تحویل گرفتیم و یارو رفت .دیدم یه بوی خیلی بدی داره میاد. نیگا کردم دیدم حضرت والا با کفشاشون یه مقداری مدفوع سگ رو با خودشون آوردن و به قالیچه نازنینم مالیدن و رفتن. قالیچه رو کنار گذاشیم ، نه من و نه عیال مربوطه  حاضر شدیم که  اونوحتا بشوریم و مجبور شدیم اونو صاف بندازیم توی آشغالدونی شهرداری.
راستی... تا به حال  فکرکردین که کوچه خیابونای این جا چقدرکثیف تر از کوچه پس کوچه های ایرون خودمونه.اونجا لااقل خاک و گل فراوونه، دیگه مدفوع سگو آدم نباید تحمل کنه....تازه بعد از رفتن ایشون دیدم که چه خوب شد بفرمای بلند بالا نزدم، والا ایشون با کفش میومدن روی فرشِ نازنین بنده و خونه رو، ببخشین به فلان می کشیدن. آخه چرا این انگلیسی ها ،وخدای نکرده بعضی از ایرونیا، معنی کثافت و آلودگی حالیشون نمیشه؟
*
 ... شنیدم یکی از دوستامون در ایران نوه دار شده، اونم دختر .رفتم سراغ تلفن که قدم نورسیده رو تبریک بگم. می خواستم بپرسم اسمشو چی گذاشتین، دیدم برای من چی فرقی میکنه ...حالا طرف یه اسم عجیب و غریبی میگه، منکه یادم نمی مونه  و از خیر مسئله گذشتم .خودش گفت میدونی اسم نوه عزیز بنده رو پدر و مادرش چی گذاشتن ؟گفتم هرچی هست ،لابد یه اسم قشنگیه، چون این روزا دیگه کسی نمیاد اسم بچه شو صغرا  و کبرا بذاره، میرن دنبال اسامی جدید و اصیل ایرونی و اسم هایی که هیچ کس تا به حال نشنیده... مثلا میگن:" ما اسم بچه مونو گذاشتیم تهانوره."وقتی می پرسی یعنی چی؟ میگن:" این اسمِ  دختر خالۀ  مامان کورش کبیر بوده و ازاین حرفا...گفتم:" خب، بالاخره نگفتین اسمشو چی گذاشتن؟ گفت: تربچه... واقعا خندم گرفته بود.. گفتم "مناسبتش چی بوده؟"فرمودند:" وقتی به دنیا اومد دو تا لپ کوچو لوش عین تربچه بود. لابد تعجب کردی، نه ؟ مگه...تربچه هم جزو سبزی خوردنا نیست ؟ میدونی که  خیلی ها از قدیم اسم دختراشونو میذاشتن پونه و یا ریحون و گشنیز ..حالا چه فرقی میکنه،تربچه هم میتونه یه اسمی باشه ...مگه نه؟..."
فکرکردم: فردا که این دخترک کوچولو بزرگ بشه، آیا لپایش همین جوری تربچه ای باقی می مونه یا تبدیل میشه به تَرُب؟ آخه چرا این پدر و مادرا به فکر آینده بچه شون نیستن ؟ حتما میدونین  اولین ضربه ای که  این  بچه می بینه، توی مدرسه است که بولی میشه.
ضمن تبریک فقط تونستم بگم که:" از طرف من از تربچه هاش ببوسین ولی مواظب باشین گاز نگیرین."
*

...ما ایرونیا چرا  اگه از همدیگه گله ای داریم باید پیش این و اون بشینیم و بگیم؟ میدونین چرا ؟برای اینکه از همدیگه رودرواسی داریم .چون اگه گله مونو صاف و پوست کنده به طرف بگیم، موجب رنجش اون میشه و بنابراین  پناه میبریم به غیبت که خیلی هم  شیرینه... میگین نه...؟ برین و آزمایش کنین .در یک مجلس چندین رقم شرینیِ خیلی شیرین بذارین و در همون جا غیبت یک نفر رو پیش بکشین، می بینین  این غیبت از تموم شیرینی ها شیرین تره.البته گاهی گله ای واقعی از یک نفر، اونم پشت سرش، موجب راحت شدن خیال آدم میشه، اما بد گویی و اینچنین را آنچنان کردن واقعا کار شایسته ای نیست .چرا ما  هیچوقت نمی شینیم روبروی طرف و بگیم:" بابا جون، از این حرفت خوشم نیومد"،اما میریم و می شینیم شیش تا هم چرند دیگه روش میذاریم و پشت سرش می گیم ،آیا این کار زشتی نیست؟
*
...  می بینین که این روزا خشم خدا و یا بقول نچرالیست ها خشم طبیعت دیگه به سر حد اعلای خودش رسیده و توی همین اینگلیس خودمون ایتقدر بارونِ رحمت باریده که باید اسمشو گذاشت بارونِ زحمت. دیگه خونه های نواحی جنوب تبدیل شده به دریاچه. نظامِ طبیعت حتی سررشته خودشو از دست داده ...یه جا مثل آفریقا مردم برای یه قطره آب له له میزنن ،در حالیکه در یه جا  مردم همه جاشون نم کشیده.

تازه از بلای بارون و آب که بگذریم میرسیم به بلای خانمانسوز زلزله که هر از گاهی درون زمین قلقلکش می یاد و یه عده بیگناه و یا گناهو به خاک و خون میکشه. داشتم با خودم فکر می کردم که اون موقع ها که در ایران زندگی می کردیم و تموم کارمندا حقوق دولتی شونو صرف نون و گوشت می کردن، یهو رادیو تلویزیون خبر وحشتناک زلزله ای رو در یه جای وطن اعلام می کرد. من به شوخی می گفتم یک زلزله دیگه هم در شُرُف وقوعه و اونم در حقوق یک روز کارمندای  بد بختِ دولته  .دولتِ وقت روی گنج نشسته بود، اما یک روز حقوق کارمندِ  بدبختو،اونم بدون اجازه و از پیش خود به زلزله زده گان پیشکش می کرد. اما اونروز داشتم به اخبار اینجا نیگا می کردم دیدم دیوید کمرون گفته در مورد این سیل خانمانسوز نگرون پول نباشین... برای این بدبختا هرچی می نونین خرج کنین .گفتم ببینین که تفاوت از زمین تا آسمان است .

No comments:

Post a Comment