نکته ها 37
گاهی ما ایرونیا غر می زنیم که دیگه
از دست این سخنان و اصطلاحاتِ تعارفی رایج بین ایرونیا واقعا خسته شدیم . آخه چقدر
باید قربون صدقه همدیگه بریم ..چقدر باید بگیم " دست شما درد نکنه "..چقدر
باید به این و اون بگیم "خسته نباشین."
راستی،آیا تا بحال فکر کردین که وقتی به یه نفر میگیم" دست شما درد نکنه،"
کاهشی در دردِ دست ایشون ایجاد میشه یا نه ؟ آیا وقتی به کسی می گیم که "خسته
نباشی،" این جمله حتا یه ذره از خستگی
اونو کم می کنه؟
با یه بررسی کوتاه میشه توضیح داد
که: بابا جون، این تعارف تکلیفا فقط اطاعت از یک رسم و رسوم سنتیه که توی فرهنگ ما ریشه دونده و کاریشم نمیشه کرد .اگه
ما در برخوردا مون با یه نفر، از این کلمات که مثل نقل و نبات توی جملات مردم وجود
داره، استفاده نکنیم، متهم می شیم به بی ادبی... ما بارها شده که خودمون از مردم
گله می کنیم که چرا طرف اینقدر با ما سرد رفتار کرد ،حتا یک احوالپرسی ساده هم
نکرد و یا اینکه کاری رو برای کسی انجام
میدیم و میگیم:" طرف حتی یه بار نگفت دست شما درد نکنه." مگه نه؟
اینگونه افکار و وازدگی از بکار
بردنِ اینگونه اصطلاحاتِ روزمره بیشتر در بین ایرونیای اینجاست که با فرنگی جماعت
سر و کار دارن ،والا، در ایران خودمون که تمدن فرنگی هنوز نتونسته این تعارفات لفظی رو کم کنه و یا از بین ببره ،
مردم هم مشکلی با این کلمات و اصطلاحات ندارن.
حتما شما هم می دونین ما در جایی زندگی می کنیم
که مردمش با ذکر یک کلمه ی (های) و یا (هی ) از کنار هم رد میشن و یا اینکه
بِر و بِر به هم نیگا می کنن و یه احوالپرسی ساده هم نمیکنن. خوشبختانه ما ایرونیا
هم در اینجا اینگونه مشکلات رو با اونا نداریم ... اگه یادمون بره بهشون سلام
بدیم، یارو اصلا متوجه نمیشه، چه برسه به اینکه گله کنه. ما عادت کردیم که حتی با این انگلیسیا احوالپرسی هم نکنیم و جالب اینه که اونا هم توقع ندارن که در
هر برخورد احوال هفت جد و آبادشونو بپرسیم
.اما همینکه یه ایرونی یه کمی خوی فرنگی
بگیره و بقول معروف تحویلمون نگیره و
قربون صدقه رو بذاره کنار، فوری گله
میکنیم که:" مگه ما چیکار کردیم که
اون اینجوری داره با ما سرد رفتار میکنه "
ولی خودمونیم ،بعضی وقتا می بینیم
که این گونه کلماتِ آغشته با تعارف، محبت ایجاد میکنن و زیبایی خاص خودشونو دارن .برای مثال وقتی از کنار
کارگرایی که مشغول کارن، رد می شیم و میگیم (خسته نباشین )چقدر اونا از این تعارف
خوشحال میشن و انرژی مثبت می گیرن . وقتی داریم یه چیزی میخوریم و کسی ، حتا نا
آشنا رد میشه و میگیم :ّ"بفرما" و به اصطلاح یک" بفرما "
میزنیم، طرف چقدر کیف میکنه و از این تعارف خوشش میاد .وقتی به یک مریضی میرسم و
احوالشو می پرسیم، حتا اگه حالش خراب باشه چقدر توی چشاش نگاه های محبت آمیزی می
بینیم .بنابراین باید گفت که این فرهنگ معاشرتی ما عیب و ایرادی نداره و پر از لطف
و صفاست ،اما وای به حال نسل بعدی ما که در درون این فضای خارج از لطف و صفا دارن
بزرگ میشن ...نسلی که مادر پدرا داره پدرشون در میاد که بهشون سلام دادن به بزرگتر
هارو یاد بدن .
راه دوری نریم ، توی همین کانون
خودمون یک کلاس فارسی کوچیکی داریم ، اینکه میگم کوچک منظورم کلمۀ(بی اهمیت) نیست
بلکه منظورم اینه که شکل ظاهریش کوچیکه اما پر محتواست و عزیزانِ مسئول واقعا زحمت
می کشن و دوسه ساله که از جون و دل با این بچه های ایرونیِ نیمه فرنگی دارن ور
میرن تا بهشون فارسی یاد بدن و خدائیش پیشرفتشون هم خیلی چشمگیر بوده .اما اینقدری که اینا سعی و تلاش
کردن که به این بچه ها سلام کردنِ فارسی یاد بدن،به اندازۀ زحمت یاد دادنِ جملۀ
معروف "بابا نان داد"نبوده. این بیچاره ها به محض اینکه بچه ها وارد میشن خودشون پیش قدم
میشن و سلام بلند بالائی به اونا می کنن، ولی بچه ها زیر لب، بفهمی نفهمی سلامک کوتاهی رو با اکراه تحویل میدن که قابل شنیدن هم نیست.
من هم به نوعی در این گیر و دارناظر
هستم و سهیم .هم همه کاره ام و هم هیچکاره، یا میشه گفت که به عنوان ِیک دربون
مشغول انجام وظیفه ام .می خوام اینو بگم که من چون خود عمری در خدمت آموزش و پرورش بوده ام شاید
بیشتر از همه این مشکل تربیتی رو در بین خانواده های ایرونی درک می کنم. آنچه از نظر فرهنگی برام مهمه اینه که ما
ایرونیا در امور تربیتی برای بچه هامون نه
تنها کاری نکرده ایم، بلکه خیلی هم به قهقرا رفته ایم.
ما در جائی زندگی می کنیم که والدین
مجبورن به بچه شون سلام کنن و از بچه شون اطاعت کنن .نمیگیم که در ایران پدر مادرا
موفق ترهستند، اما آماراینجوری نشون میده که سیستم های برخوردی با بچه ها در اونجا
خیلی بهتره و والدین این مشکلاتو با اونا به این شدت ندارن .
در مجلسی بودیم که هنگام خداحافظی خانومی
از دختر بچه هشت سالش می خواست که
خداحافظی بکنه، اونم به هر دلیلی طفره می
رفت .پدرِ خانوم صابخونه هم که از ایران
اومده بود و این مهمونی هم به خاطر ورود ایشون بود،پیله کرده بود که با بچه
خداحافظی بکنه. مادرِ دختر بچه دوباره به
دخترش اصرار کرد که: " عزیزم از حاج آقا خداحافظی بکن، تا ببینن که تو هم
فارسی خوب بلدی ، برو بوس بده بگو زحمت دادیم." دختر بچه نگاهی با بی تفاوتی
به حاج آقا کرده و با لهجه ای فارسی انگلیسی گفت:" آخه مامی جون... این آقا
ریشاش خیلی زبره ،آی هیت هیم ." و بطرف درِ خروجی فرار کرد.نه تنها مامانش از
خجالت خیس عرق شد بلکه همه مهممونا که در حال خدا حافظی بودن ناراحت شدن و برای رفع
و رجوع هر کدوم جمله تعارف آمیزی رو بیان
کردن که هیچیک حقیقت نداشت.
حالا شما خودتون رفتار این دختر بچه
هشت ساله رو با هم سن و سالای خودش در ایران مقایسه کنین و ببینین تربیت یعنی چی؟ من
خودم وقتی با بچه های فامیلامون درایران روبرو می شم، واقعا غرق لذت میشم، اما در
اینجا اگه برخوردی اتفاقی در جایی با اینگونه بچه ها داشته باشم با توجه به اینکه من بچه ها رو واقعا
دوست دارم، کلی نا امید میشم .من باور
دارم که بچه ها بی گناه ترین موجودات روی زمین هستند و اینا ازهر گونه آلودگی به
دورن و دلیل دوست داشتن اونا هم همینه .اما هر گونه کوششی از طرف من نسبت به جلب
نظر اونا منو واقعا مایوس میکنه . می بینم که کوشش مادر پدرا برای تفهیم آداب و
رسوم ایرونی به بچه هاشون که یکی از مهمترین اونا احترام به بزرگتراست ، با شکست
روبرو میشه .حالا اگه این نسل خودشون دارای نسل جدیدی بشن، دیگه هیچگونه اثری از
اینهمه لطف و صفا ی ذاتی ایرونی در وجود اونا باقی نخواهد موند. دوستم می گفت:"
تلفن زدم به یه نفر و باهاش کار داشتم. پس سی چهل تا زنگ گوشی برداشته شد و تا بگم
"الو"صدای پسر پانزده سالشو شنیدم که گوشی توی دستش به طرف پدرش داد میزد که :"بابا،
بگو هرکس باهات کار داره به موبایلت زنگ بزنه... مگه من اینجا نوکر مردمم که هی
گوشی روبردارم... همش این دوستات با تو
کار دارن...".گوشی رو گذاشتم و به موبالش زنگ زدم و گفتم: من گمون نکنم که یک
انگلیسی بچه شو اینجوری تربیت کنه...وای به حال ما که یک قدم هم از انگلیسی ها جلو زدیم... آخه
چرا پدر مادرا نمی شینن یه کمی جدی تر به بچه هاشون ادب و کمال یاد بدن...بهشون
بگن درسته که ما در اینجا زندگی می کنیم ولی در اصل ایرونی هستیم و نباید بذاریم که فرهنگ و ادب و تمدن ما در اینجا
به دست خودمون از بین بره .ما نباید بذاریم که معیارهای والای تمدن و آداب و رسوم فرهنگِ والای ما به دست بچه های خودمون نابود بشه و به
باد فنا بره...آیا شما هم با من هم عقیده هستین؟